تبليغاتX
<-هموطن سلام->
mobin

عمومی

سلامي به گرماي علم و دانش به تمام هموطنان خوب و صميمي


می توان در سایه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، یاد آموختیم
پس، سویدای سواد آموختیم
از پدر گر قالب تن یافتیم
از معلم جان روشن یافتیم
ای معلم چون کنم توصیف تو
چون خدا مشکل توان تعریف تو
ای تو کشتی نجات روح ما
ای به طوفان جهالت نوح ما
یک پدر بخشنده آب و گل است
یک پدر روشنگر جان و دل است
لیک اگر پرسی کدامین برترین
آنکه دین آموزد و علم یقین
روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .

شعر از شهریار

التماس دعا
نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:16 توسط maryam| |

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی

دریاب که می توانی

الهی ، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم

 گفتی و فرمان نکردم ، در ماندم ودرمان نکردم

الهی عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دارم دانم و  نه آنچه دانم دارم 

الهی ، اگر تو مرا خواستی ، من آنچه خواستم که تو خواستی

الهی ، به بهشت وحور چه نازم ؛ مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم

الهی در دلهای ما جز تخم محبت مکار وبر جان های ما جز الطاف ومرحمت خود منگار

 و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار

 به لطف ، ما را دست گیر و به کرم ، پای دار ، الهی حجاب ها از راه بردار

و ما را به ما وا مگذار

التماس دعا

نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 18:56 توسط maryam| |

I dream of beauty that reanscends time

In a world that knows nothing else
Where all is clean and pure and good
And all mankind is willing to help one another
Where discovery is a way of life and there is not fear of failure
Where God is a very personal thing that is real to everyone
I dream of a time that has no pain
And where there is no despair where love has a constant meaning
That keeps people together forever
I dream that all of this could someday be true
And I pray that I will share it all with you. Johnnie Rosenauer

به آن زیبایی می اندیشم که زمان را به فراسو برد
به دنیایی که هیچ چیز دیگری نمی شناسد
جایی که همه چیز پاک است و ناب و نیکو
و انسانها آرزومند آن که یار یکدیگر باشند
جایی که کشف،خود راه و رسم زندگی است
و هراسی از شکست در دلها نیست
جایی که خدا در وجود یکایک ما حضور دارد
و برای همه حقیقت او آشکار است
به زمانی می اندیشم رها از رنج
و جایی که نومیدی به آن راه ندارد
جایی که عشق معنایی پیوسته یافته است
تا انسانها را تا ابد به هم پیوند دهد
به آن می اندیشم که تمام این ها روزی حقیقت یابند
و نیایشم این است که در همه اینها با تو سهیم شوم

نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 11:33 توسط maryam| |

تمام هم و غم من بر اين بود كه مبادا يك نگاه كودكانه فاصله اي عميق را بين

ما ايجاد كند

مبادا اين دل وابسته ديگري شود

آن گاه از محبت تو لحظه اي كم شود

چگونه ميتوان بي تو زندگي كرد ؟

اين سئوال هر چند كودكانه به نظر ميرسيد ولي پاسخي نداشت

ميدانستم كه تو با وفاتر از آن هستي كه مرا به غير ترجيح دهي

ولي راستش يه خودم ايمان نداشتم و هر گاه نگاهم به ديگري مي افتاد

احساس ميكردم دو قدم از تو فاصله گرفتم

ولي تو همچنان به من نزديك بودي حتي نزديكتر از رگ گردن

مهربان خدا من هم چنان در آغوش تو بودم

و ديگر هيچ .....

سلام به تمام شما خوبان ...اين متن نوشته من نيست ولي جالب بود مگه نه ...

البته حرف دل منم هست ...كه يه هموطن خوب زحمت گفتنش را كشيده

التماس دعا

نوشته شده در سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 10:26 توسط maryam| |


خدایا!
کاری بکن که دل قرار بگیرد!

سلام ....سلامي بهاري و كمي نمناك همراه با بوي خوش خاك ....

خاك پاك وطن ...وطن عزيزمون ايران

حال هوطنان خوبم چطوره ...تعطيلات خوش گذشت ...

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

التماس دعا

نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 17:40 توسط maryam| |

سلام عرض ميكنم خدمت تمام هموطنان خوبم و مخصوصا خدمت دوستان خوب وبي

پيشاپيش تولد حضرن محمد ( ص‌ ) و امام جعفر صادق  ( ع ) را خدمت شما خوبان تبريك عرض ميكنم

شايد در ايام تعطيلات وبم كم به روز بشه و كمتر بهتون سر بزنم ...از اين بابت كلي معذرت

بعد از تعطيلات عيد جبران ميكنم

متن زيبايي از دكتر شريعتي ديدم دوست دارم اونو به شما هديه كنم ...

براي همسايه اي كه نان ما را ربود نان

براي آنان كه قلب ما را شكستند مهرباني

براي كساني كه روح ما را آزردند بخشش

و براي خويشتن خويش آگاهي و عشق مي طلبم

در پناه او .....مثل هميشه التماس دعا 

با احترام مريم

نوشته شده در پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 7:55 توسط maryam| |

سلام هموطن ...

در کتاب چهار فصل زندگی
صفحه ها پشت سر هم می روند
هریک از این صفحه ها یک لحظه اند
لحظه ها با شادی و غم می روند
آفتاب و ماه یک خط در میان
گاه پیدا گاه پنهان می شوند
شادی و غم نیز هریک لحظه ای
بر سر این سفره مهمان می شوند
گاه اوج خنده ما گریه است
گاه اوج گریه ما خنده است
گریه دل را آبیاری می کند
خنده یعنی این که دلها زنده است
زندگی ترکیب شادی با غم است
دوست می دارم من این پیوند را
گرچه می گویند شادی بهتر است
دوست دارم گریه با لبخند را

قیصر امین پور

التماس دعا

نوشته شده در دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 10:40 توسط maryam| |

سلام ...سلامي به لطافت گلهاي بهاري و عطر شب عيد

در اين چند روزي كه نبودم  دلم خيلي واسه تون تنگ شده بود

شما را نميدونم ....حالتون چطوره ...حتما خوب خوب


Real Sky

It was spring and she decided to make the bird of her heart free. So she did it .yet after a few minutes the bird came back .she said angrily:" you must be in the sky by now! Go back…go…!"

"I went", the bird said fearfully" but the sky of your heart was more gigantic.

Don’t make me free…please!"

فصل بهار بود و او تصمیم گرفت پرنده قلبش را آزاد کند.او این کار را کرد .

ولی پس از دقایقی اندک پرنده بازگشت .

او با عصبانیت گفت :تو باید اکنون در آسمان باشی .برگرد …

پرنده هراسان گفت :رفتم ولی آسمان قلب تو خیلی وسیعتر است .

لطفا… مرا آزاد نکن.

التماس دعا

نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت 18:0 توسط maryam| |

سلام و دورود بيكران بر محمد (ص) و آل پاكش

سلام به اولين  قطره اشك زائر امام رضا ، وقتي بعد از مدتها توفيق زيارت را پيدا مي كنه .

محمد معلم من

براي تو مينويسم .

 تو كه در كودكي درد يتيمي را چشيدي

 تو كه در شب با ستاره ها نجوا كردي

 تو كه باتمام وجودت مردم را دوست داشتي و با رنج آنها رنج كشيدي

تو كه مرحم زخم ستمديدگان بودي

تو كه صداي دختران زنده بگور شده را شنيدي

تو كه با جهل با بخل با حسد با كينه با......  جنگيدي

تو كه هنگام بازي با كودكان كودك ميشدي

تو كه قلبت جز براي مردم نتپيد وسرت جز براي الله خم نشد

تو كه . . . .

.

.

.

محمد هميشه حضورت را احساس ميكنم

در رقص باد درعطر گل در صداي جاري رود در بارش نرم باران وتابش تند آفتاب

در خوني كه در رگهايم جاريست در دست پينه بسته پيرمرد كفا ش دردل دلشكسته اي تنها.......

هر زمان دستي نوازشگر بر سر يتيمي كشيده شود بوي عطرتت در فضا پر ميشود

هرزمان قلبي تنها شاد ميشود بوي عطرتت در فضاپر ميشود

هر زمان  هر زمان هر زمان ...........

تو بودي توهستي تو خواهي بود هميشه با ما ونگران ما

 چون تويك معلمي

درود بي پايان حضرت حق برمحمد وخاندان پاكش



با عرض معذرت چند روزي نيستم وقتي برگردم به تمام كامنتهاي محبت آميز شما جواب ميدم و به همگي

سر ميزنم

التماس دعا ....در پناه او

نوشته شده در دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 10:13 توسط maryam| |

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم . اين یعنی
او زنده و سالم کنار من خوابیده است
****
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.
 
اين يعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند
****
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند. این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
****
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم. اين يعنی توان سخت كار كردن را دارم
****
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم. این یعنی من خانه ای دارم
****
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم .این یعنی من در میان دوستانم بوده ام .
****
خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کرده ام. این یعنی هم توان راه رفتن دارم و  هم اتومبيلی برای سوار شدن
****
خدا را شکر که سروصدای همسایه را می شنوم. این یعنی من توان شنیدن دارم
****
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
****
خدا را شکر که هر روز صبح با صدای زنگ ساعت بیدار می شوم. این یعنی من هنوز زنده ام
****
خدا را شکرکه گاهی اوقات بیمار میشوم ...که باعث میشود به خاطر بیاورم که اکثر اوقات سالم و سلامت هستم 
****
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیب من را خالی می کند.این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم 

***و خدایا شکرت که من دوست های به این خوبی دارم***

التماس دعا

نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 11:4 توسط maryam| |