عمومی
سلام ...سلامي به لطافت گلهاي بهاري و عطر شب عيد در اين چند روزي كه نبودم دلم خيلي
واسه تون تنگ شده بود شما را نميدونم ....حالتون چطوره ...حتما خوب خوب
Real Sky It was spring and she decided to make the bird of her heart
free. So she did
it .yet after a few minutes the bird came back .she said angrily:" you must be in the sky
by now! Go back…go…!" "I went", the bird
said fearfully" but the sky of your heart was more gigantic. Don’t make me free…please!" فصل بهار بود و
او تصمیم گرفت پرنده قلبش را آزاد کند.او این کار را کرد . ولی پس از دقایقی
اندک پرنده بازگشت . او با عصبانیت گفت :تو باید اکنون در آسمان باشی .برگرد … پرنده هراسان گفت :رفتم ولی آسمان قلب تو خیلی وسیعتر است . لطفا… مرا آزاد نکن. التماس دعا
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را
می شنوم . اين یعنی التماس دعا مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه کشید. پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و می خواست کار بدی را که تامی کوچولو انجام داده، به مادرش بگوید. وقتی مادرش را دید به او گفت: «مامان! مامان ! وقتی من داشتم تو حیاط بازی می کردم و بابا داشت با تلفن صحبت می کرد تامی با یه ماژیک روی دیوار اطاقی را که شما تازه رنگش کرده اید، خط خطی کرد!» مادر آهی کشید و فریاد زد: «حالا تامی کجاست؟» و رفت به اطاق تامی کوچولو. تامی از ترس زیر تخت خوابش قایم شده بود، وقتی مادر او را پیدا کرد، سر او داد کشید: «تو پسر خیلی بدی هستی» و بعد تمام ماژیکهایش را شکست و ریخت توی سطل آشغال. تامی از غصه گریه کرد. ده دقیقه بعد وقتی مادر وارد اطاق پذیرایی شد، قلبش گرفت و اشک از چشمانش سرازیر شد. تامی روی دیوار با ماژیک قرمز یک قلب بزرگ کشیده بود و درون قلب نوشته بود: مادر دوستت دارم! مادر درحالی که اشک می ریخت به آشپزخانه برگشت و یک تابلوی خالی با خود آورد و آن را دور قلب آویزان کرد. بعد از آن، مادر هرروز به آن اطاق می رفت و با مهربانی به تابلو نگاه می کرد! التماس دعا
او زنده و سالم کنار من خوابیده است
****
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.
اين يعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه
نمی زند
****
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند. این یعنی
غذای کافی برای خوردن دارم
****
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم. اين
يعنی توان سخت كار كردن را دارم
****
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم.
این یعنی من خانه ای دارم
****
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم .این یعنی من
در میان دوستانم بوده ام .
****
خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا
کرده ام. این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلی برای سوار شدن
****
خدا را شکر که سروصدای همسایه را می شنوم.
این یعنی من توان شنیدن دارم
****
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی
دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
****
خدا را شکر که هر روز صبح با صدای زنگ ساعت
بیدار می شوم. این یعنی من هنوز زنده ام
****
خدا را شکرکه گاهی اوقات بیمار میشوم ...که
باعث میشود به خاطر بیاورم که اکثر اوقات سالم و سلامت هستم
****
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیب من را
خالی می کند.این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم
***و خدایا
شکرت که من دوست های به این خوبی دارم***
نوشته شده در چهارشنبه 14 اسفند1387ساعت
18:0 توسط maryam| |
نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت
11:4 توسط maryam| |
نوشته شده در یکشنبه 26 آبان1387ساعت
5:9 توسط maryam| |


