زيبايي ......

I dream of beauty that reanscends time

In a world that knows nothing else
Where all is clean and pure and good
And all mankind is willing to help one another
Where discovery is a way of life and there is not fear of failure
Where God is a very personal thing that is real to everyone
I dream of a time that has no pain
And where there is no despair where love has a constant meaning
That keeps people together forever
I dream that all of this could someday be true
And I pray that I will share it all with you. Johnnie Rosenauer

به آن زیبایی می اندیشم که زمان را به فراسو برد
به دنیایی که هیچ چیز دیگری نمی شناسد
جایی که همه چیز پاک است و ناب و نیکو
و انسانها آرزومند آن که یار یکدیگر باشند
جایی که کشف،خود راه و رسم زندگی است
و هراسی از شکست در دلها نیست
جایی که خدا در وجود یکایک ما حضور دارد
و برای همه حقیقت او آشکار است
به زمانی می اندیشم رها از رنج
و جایی که نومیدی به آن راه ندارد
جایی که عشق معنایی پیوسته یافته است
تا انسانها را تا ابد به هم پیوند دهد
به آن می اندیشم که تمام این ها روزی حقیقت یابند
و نیایشم این است که در همه اینها با تو سهیم شوم

مغایرتهای زمان ما .....

سلام اي زيباترين كلام ..........سلام سلام سلام

و اما مغايرتهاي زمان ما ........

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but less time

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر

we have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment

مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم

We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness

متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر


We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom

بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم

We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often

چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم

We‘ve learned how to make a living, but not a life; we’ve added years to life, not life to years

زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints

ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر

We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

بيشتر خرید می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم

We’ve been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم

We’ve conquered outer space, but not inner space. We’ve split the atom, but not our prejudice

فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را

we write more, but learn less; plan more, but accomplish less

بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر

به انجام مي رسانيم

We’ve learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals

عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما

اصول اخلاقی پايين تر

We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality

کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم

These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships

اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes

فرصت بيشتر اما تفريح کمتر، تنوع غذای بيشتر اما تغذيه ناسالم تر؛ درآمد بيشتر اما طلاق بيشتر؛ منازل رويايی اما خانواده های از هم پاشيده

That’s why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion

بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است

Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs

در جستجوی دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد

Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love

زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد

Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival

زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های

لذتبخش است

Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it

از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد

Remove from your vocabulary phrases like “one of these days” and “someday”. Let’s write that letter we thought of writing “one of these days”

عباراتی مانند ”يکی از اين روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنيد. بياييد نامه ای را که قصد داشتيم ”يکی از اين روزها“ بنويسيم همين امروز بنويسيم

Let’s tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life

بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد

همين حالا به كساني كه دوستشون داريم محبتون را ابراز كنيم ......خيلي زود دير مي شود

من به شما ميگم خيلي دوستتون دارم ....در پناه حق

التماس دعا

خوشبختی خطر کردن است

دلبسته کفش هایش بود.کفش هائی که یادگار سال های نو جوانی اش بودند.دلش نمی آمد دورشان بندازد.هنوز همان ها را می پوشید.اما کفش ها تنگ بودند و سعی میکرد کمتر راه برود که رفتن دردناک بود.

می نشست و زانوانش را بغل میگرفت:خانه کوچک است و شهر کوچک و دنیا کوچک.

می نشست و میگفت:زندگی بوی ملالت میدهد و تکرار. می نشست و میگفت:خوشبختی ،تنها یک دروغ قدیمی است.

او نشسته بود و می گفت که پارسائی از کنار او رد شد. پارسا پابرهنه بود و بی پای افزار.

اورا که دید لبخندی زد و گفت:خوشبختی دروغ نیست اما شاید تو خوشبخت نشوی زیرا خوشبختی خطر کردن است و زیباترین خطر از دست دادن.

تا تو کفش های تنگ آویخته ائی، دنیا کوچک است و ملال آور.جرات کن و کفش تازه به پا کن.شجاع باش و باور کن که بزرگ شده ائی.

اما اوروبه پارسا کرد و به مسخره گفت:اگر راست میگوئی پس خودت چرا کفش تازه به پا نمیکنی؟تا ابرهنه نباشی!

پارسا فروتنانه خندید و پاسخ داد:من مسافرم و تاوان هر سفرم پای افزاری بود.هر بار که از سفربرگشتم پای افزار پیشین تنگ شده بود و هر بار دانستم که قدری بزرگتر شده ام.

هزاران جاده را پیمودم و هزارها پای افزار را دور انداختم تافهمیدم بزرگ شدن بهائی دارد که باید پرداخت.

حالا پابرهنگی،پای افزار من است:زیرا هیچ پای افزاری دیگر اندازه من نیست.

التماس دعا

پیر مرد گفت :



پیرمرد گفت
:زندگي كن

گفتم زندگي را معنا كن !

گفت: زندگي مانند ماهي در دستان توست مواظب باش ليز نخورد ...

زندگي شعاع ديد توست

سعي كن دور تر را ببيني...

زندگي عشق است

عاشق شو...

زندگي آغاز است

درست آغاز كن...

زندگي فرياد است

بلند تر داد بزن...

زندگي پايان است

درست تمام كن

 

 

تقدیم به جوانان عاشق پیشه

 

چارلي چاپلين به دخترش:

تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن

قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم و

كمتر از خدا دوست دارم

زيرا كه به خدا اعتقاد دارم

وبه تو نياز دارم

این سخنان انسان بزرگیست که سالها گل لبخند را بر لب و جوانه اندیشه را در ذهن مردم کاشت

روحش شاد

هر چیزی

"هر چیزی زیبائی های مخصوص به خودش را دارد ولی هرکسی نمیتواند آنها را ببیند  "  . کنفوسیوس

 

" موانع"

" موانع" ، آن چيزهاي وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از روی هدف بر می‌داريد، به نظرتان می‌رسند  "  . هنری فورد

 

هلن كلر

" قشنگترين چيزهای دنيا نه قابل ديدن و نه حتی قابل لمس کردن هستند. بلکه بايد آنها را با قلب خود حس کنيد  "  .  هلن کلر

 

سخنان حكيمانه

"در زندگی بايد دو  عامل را هدف زندگی قرار داد : رسيدن به آنچه که می خواهی و لذت بردن از آن   "  . لوگان پيرسال اسميت

" نقیض یک قضیه صادق یک قضیه کاذب است، اما نقیض یک حقیقت ژرف گاهی حقیقت ژرف دیگری است  "  . نیلس بور

 

سخنان حكيمانه

" پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنست که بعد از هر زمين خوردنی برخيزی  "  . مهاتما گاندی
 
" اگر قرار باشد بايستی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمی‌رسی  "  .  لارنس استرن

 

سخنان حكيمانه

زندگی تراژدی است برای آنکسیکه احساس میکند و کمدی است برای آنکه میانديشد " . ژان دلابروير ...


" مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند   "  . ارد بزرگ

" مانند آسمان بخشنده ومانند زمين افتاده باش ، رمز زندگي همين است  "  . مولير

" هر وقت خواستی در کار کسی شیطنت کنی، اول خودت را به جای او بگذار!   "  . ژول ورن