معلم ........

سلامي به گرماي علم و دانش به تمام هموطنان خوب و صميمي


می توان در سایه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن
اول از استاد، یاد آموختیم
پس، سویدای سواد آموختیم
از پدر گر قالب تن یافتیم
از معلم جان روشن یافتیم
ای معلم چون کنم توصیف تو
چون خدا مشکل توان تعریف تو
ای تو کشتی نجات روح ما
ای به طوفان جهالت نوح ما
یک پدر بخشنده آب و گل است
یک پدر روشنگر جان و دل است
لیک اگر پرسی کدامین برترین
آنکه دین آموزد و علم یقین
روز و هفته معلم بر همه ی معلمان مبارک باد .

شعر از شهریار

التماس دعا

الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی

دریاب که می توانی

الهی ، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم

 گفتی و فرمان نکردم ، در ماندم ودرمان نکردم

الهی عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دارم دانم و  نه آنچه دانم دارم 

الهی ، اگر تو مرا خواستی ، من آنچه خواستم که تو خواستی

الهی ، به بهشت وحور چه نازم ؛ مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم

الهی در دلهای ما جز تخم محبت مکار وبر جان های ما جز الطاف ومرحمت خود منگار

 و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار

 به لطف ، ما را دست گیر و به کرم ، پای دار ، الهی حجاب ها از راه بردار

و ما را به ما وا مگذار

التماس دعا

يك نگاه ....

تمام هم و غم من بر اين بود كه مبادا يك نگاه كودكانه فاصله اي عميق را بين

ما ايجاد كند

مبادا اين دل وابسته ديگري شود

آن گاه از محبت تو لحظه اي كم شود

چگونه ميتوان بي تو زندگي كرد ؟

اين سئوال هر چند كودكانه به نظر ميرسيد ولي پاسخي نداشت

ميدانستم كه تو با وفاتر از آن هستي كه مرا به غير ترجيح دهي

ولي راستش يه خودم ايمان نداشتم و هر گاه نگاهم به ديگري مي افتاد

احساس ميكردم دو قدم از تو فاصله گرفتم

ولي تو همچنان به من نزديك بودي حتي نزديكتر از رگ گردن

مهربان خدا من هم چنان در آغوش تو بودم

و ديگر هيچ .....

سلام به تمام شما خوبان ...اين متن نوشته من نيست ولي جالب بود مگه نه ...

البته حرف دل منم هست ...كه يه هموطن خوب زحمت گفتنش را كشيده

التماس دعا

بهار ....


خدایا!
کاری بکن که دل قرار بگیرد!

سلام ....سلامي بهاري و كمي نمناك همراه با بوي خوش خاك ....

خاك پاك وطن ...وطن عزيزمون ايران

حال هوطنان خوبم چطوره ...تعطيلات خوش گذشت ...

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

التماس دعا

سلام عرض ميكنم خدمت تمام هموطنان خوبم و مخصوصا خدمت دوستان خوب وبي

پيشاپيش تولد حضرن محمد ( ص‌ ) و امام جعفر صادق  ( ع ) را خدمت شما خوبان تبريك عرض ميكنم

شايد در ايام تعطيلات وبم كم به روز بشه و كمتر بهتون سر بزنم ...از اين بابت كلي معذرت

بعد از تعطيلات عيد جبران ميكنم

متن زيبايي از دكتر شريعتي ديدم دوست دارم اونو به شما هديه كنم ...

براي همسايه اي كه نان ما را ربود نان

براي آنان كه قلب ما را شكستند مهرباني

براي كساني كه روح ما را آزردند بخشش

و براي خويشتن خويش آگاهي و عشق مي طلبم

در پناه او .....مثل هميشه التماس دعا 

با احترام مريم

سلام هموطن ...

در کتاب چهار فصل زندگی
صفحه ها پشت سر هم می روند
هریک از این صفحه ها یک لحظه اند
لحظه ها با شادی و غم می روند
آفتاب و ماه یک خط در میان
گاه پیدا گاه پنهان می شوند
شادی و غم نیز هریک لحظه ای
بر سر این سفره مهمان می شوند
گاه اوج خنده ما گریه است
گاه اوج گریه ما خنده است
گریه دل را آبیاری می کند
خنده یعنی این که دلها زنده است
زندگی ترکیب شادی با غم است
دوست می دارم من این پیوند را
گرچه می گویند شادی بهتر است
دوست دارم گریه با لبخند را

قیصر امین پور

التماس دعا

محمد معلم من

سلام و دورود بيكران بر محمد (ص) و آل پاكش

سلام به اولين  قطره اشك زائر امام رضا ، وقتي بعد از مدتها توفيق زيارت را پيدا مي كنه .

محمد معلم من

براي تو مينويسم .

 تو كه در كودكي درد يتيمي را چشيدي

 تو كه در شب با ستاره ها نجوا كردي

 تو كه باتمام وجودت مردم را دوست داشتي و با رنج آنها رنج كشيدي

تو كه مرحم زخم ستمديدگان بودي

تو كه صداي دختران زنده بگور شده را شنيدي

تو كه با جهل با بخل با حسد با كينه با......  جنگيدي

تو كه هنگام بازي با كودكان كودك ميشدي

تو كه قلبت جز براي مردم نتپيد وسرت جز براي الله خم نشد

تو كه . . . .

.

.

.

محمد هميشه حضورت را احساس ميكنم

در رقص باد درعطر گل در صداي جاري رود در بارش نرم باران وتابش تند آفتاب

در خوني كه در رگهايم جاريست در دست پينه بسته پيرمرد كفا ش دردل دلشكسته اي تنها.......

هر زمان دستي نوازشگر بر سر يتيمي كشيده شود بوي عطرتت در فضا پر ميشود

هرزمان قلبي تنها شاد ميشود بوي عطرتت در فضاپر ميشود

هر زمان  هر زمان هر زمان ...........

تو بودي توهستي تو خواهي بود هميشه با ما ونگران ما

 چون تويك معلمي

درود بي پايان حضرت حق برمحمد وخاندان پاكش



با عرض معذرت چند روزي نيستم وقتي برگردم به تمام كامنتهاي محبت آميز شما جواب ميدم و به همگي

سر ميزنم

التماس دعا ....در پناه او

تسليت باد اربعين حسيني


سلام بر عدد چهل عددي پر رمز و راز ....

اگر در اين شبها دلتون شكست ، مريم را فراموش نكنين

التماس دعا

بدون شرح ....


سلام ............

التماس دعا

امشب در سر شوري دارم ....


سلام ....سلامي با طعم گل ياس تقديم به شما خوبان

دوست خوبم فرزانه عزيز ازم خواسته بود كه بيشتر از شعر استفاده كنم .

چشم ، شاعر نيستم ولي شعر را خيلي دوست دارم .

ياد دوران دانشجوييم افتادم ، يادش بخير .....هم سخت بود و هم خوش

بعضي شبها دور هم جمع ميشديم ، يكي از بچه ها كه صدايي دلنشين و قلبي به وسعت آسمون داشت واسه مون اين شعر زيبا را ميخوند ...

فكر ميكنم شما هم اين شعر را شنيده باشين ....

 شايد اين شعر خاطراتي را براتون زنده كنه ...

شايد......

امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم
باز امشب در اوج آسمانم رازی باشد با ستارگانم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم

از شادی پر گیرم برسم به فلک سرود هستی خوانم در بر حور و ملک
در آسمان ها غوغا فکنم سبو بریزم ساغر شکنم
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم

با ماه و پروین سخنی گویم وز روی مه خود اثری جویم
جان یابم زین شب ها جان یابم زین شب ها

ماه و زهره را به طرب آرم از خود بی خبرم ز شعف دارم
نغمه ای بر لب ها نغمه ای بر لب ها
امشب یک سر شوق و شورم از این عالم گویی دورم

التماس دعا

زمستان .......


سلاممممم .......خوبين ....خوشين .......متشكر منم خوبم

از ديشب تا امرز صبح برف ميباريد ، مشهد الرضا بي اندازه زيبا شده

زمستون تموم شد و مريم يه عكس از اين فصل زيبا براي شما نذاشت

جبران ميكنم .

درسته هوا خيلي سرده ولي ميدونم دلهاي شما گرم و آفتابيه ...

درسته كه هواي سرد و دوست ندارم ولي برف رو خيلي دوست دارم

برف بازي فراموش نشه ......خوش بگذره

بقيه عكسها را در ادامه مطلب ببينين

التماس دعا

ادامه نوشته

به نام خدا...

به نام خدا

تولد با سعادت حضرت امام موسي كاظم ( ع ) را تبريك عرض ميكنم .

یکسال از اولین روزی که با راهنمایی و تشویق دوست خوبم میترا  این پنجره را رو به دنیای تو در توی وب باز کردم میگذره ، اوایل خیلی گیج بودم ، نمیدونستم چطوری باید بگم ، بنویسم .....ولی آشنا شدن با وبلاگهای خوب باعث شد تا راه را پیدا کنم از همه دوستانی که راه را بهم نشون دادن تشکر میکنم . از کسی اسم نمیبرم چرا که تعداد واقعا زیاده همه تون را به یک اندازه دوست دارم و یکدنیا ممنون از لطف همگی .

در این یکسال می خواستم فقط همین چند کلمه را بگم ، نمیدونم تا چه حد موفق بودم ، بدیهای مریم را به خوبیهای خودتون ببخشین .....

God loves each of us as if there were only one of us. 

خداوند هر یک از ما را قدری دوست دارد که گویی تنها یکی از ما وجود دارد .

 

But I always think that the best way to know God is to love many things. 

 بهترین راه شناخت خدا اینه که عاشق خیلی چیزها باشیم

A friend is someone who knows the song in your heart and can sing it back to you when you have forgotten the words.

یه دوست کسی هست که آهنگ قلبت رو میشناسه و میدونه و میتونه اون رو بهت

 بگه وقتی آهنگتو فراموش کردی

How beautiful a day can be When kindness touches it

یک روز وقتی تحت تاثیر مهربانی قرار میگیرد ،چقدر زیبا می شود.

I expect to pass through life but once.  If therefore, there be any kindness I can show, or any good thing I can do to any fellow being, let me do it now, and not defer or neglect it, as I shall not pass this way again. 

من فقط یکبار از مسیر زندگی عبور می کنم.بنابراین ،اگر مهربانی باشد که بتوانم انجام دهم یا هر عمل نیکی که بتوانم برای مردم انجام دهم،بگذار آنرا هم اینک انجام دهم،و آنرا به تاخیر نیندازم یا نادیده بگیرم ،چون بار دیگر از این مسیر نخواهم گذشت

مجلس بی ریاست لطفا از خودتون پذیرایی کنین خوش بگذره ....



انتقادات و پيشنهاداتتون را بهم هديه بدين ، فكر ميكنم مطالب وبم تكراري شده .....

مثل هميشه التماس دعا

15 بهمن فراموش نشه ....

خدمت تمام هموطنان خوبم در سراسر اين سرزمين پهناور و زيبا سلام عرض ميكنم

ماه محرم گذشت ولي اميدوارم اثرات سازنده اين ماه عزيز در روح ما ماندگار باشه

سوم صفر تولد حضرت امام باقر عليه السلام را تبريك عرض ميكنم .

حديثي از امام باقر عليه السلام

ثروتمندان واقعي همان تقوا پيشگانند كه اندك دنيا آنان را بي نياز كرده و كم خرجند .

اگر خير و خوبي را فراموش كني به يادت مي آورند و اگر به آن عمل كني ياريت مي رسانند.

15 بهمن تولد وبلاگمه

از تمام دوستان و هموطنان عزيز ...همه خوباني كه يكساله مريم رو با تمام كاستيهاش

تحمل كردن دعوت ميكنم 15 بهمن را فراموش نكنين حتما تشريف بيارين ....منتظرم

لطفا هديه فراموش نشه ......!!!!!

آخر هفته بهترين زمان براي با هم بودن ....با هم بودن و يكي شدن ....

اينم هديه آخر هفته مريم به شما ....پرهاي زيبا ...خيلي زيبا...آخر هفته خوبي داشته باشين

التماس دعا

لطفا براي ديدن تمام تصاوير به ادامه مطلب برين ، اميدوارم از ديدن تصاوير لذت ببرين
ادامه نوشته

ما همه آفتابگردانيم ....

سلام

سلام امروز رو با واژه هاي زيبا كادو پيچ نميكنم ، سلامي ساده ولي صميمي تقديم به شما

عرفان نظرآهاری متولد 1353 در تهران است. او کارشناس ادبیات انگلیسی و کارشناس ارشد ادبیات فارسی است. کتاب‌های او تاکنون جوایز متعددی مثل کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، جایزه پروین اعتصامی و جشنواره آموزشی رشد را از آن خود کرده است.

بعضي از آثار عرفان ، «در سینه‌ات نهنگی می‌تپد» ، «نامه‌های خط خطی»، «پیامبری از کنار رودخانه ما رد شد» و «لیلی نام تمام دختران زمین است»

ما همه آفتابگردانيم

گل آفتابگردان رو به نور میچرخد و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردانیم.

اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی، دیگر آفتابگردان نیست. آفتابگردان کاشف

معدن صبح است  و با سیاهی نسبت ندارد. این ها را گل افتابگردان به من گفت و من

تماشایش میکردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گلبرگش شعله ای بود و دایره

ای داغ در دلش میسوخت.

آفتابگردان به من گفت: وقتی دهقان بذر آفتابگردان را میکارد مطمئن است که او

خورشید رو پیدا خواهد کرد. آفتابگردان هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمیگیرد اما

انسان همه چیز را با خدا اشتباه میگیرید.

آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را میداند. او جز دوست داشتن  آفتاب و فهمیدن

خورشید کاری ندارد. او همه زندگی اش را وقف نور میکند. در نور به دنیا می آید  و در نور

می میرد. نور میخورد و نور میزاید.

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا.

بدون آفتاب آفتابگردان می میرد و بدون خدا انسان.

آفتابگردان گفت: روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و

روزی که تو به خدا برسی، دیگر «تویی» نمی ماند. و گفت: من فاصله هایم را با نور پر

میکنم، تو فاصله ها را چگونه پر میکنی؟

آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفت و گوی من و آفتابگردان ناتمام ماند زیرا که او

در آفتاب غرق شده بود.

جلو رفتم بوییدمش، بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی کردم،

داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت: نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب میاندازد

نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟

آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم...

(عرفان نظرآهاری)



التماس دعا

آب را گل نكنيم

زيباترين سلام دنيا طلوع خورشيد است  ،   آنرا بدون غروبش تقديمتون ميكنم

تا حالا فكر كردين ...

چرا بعضي اشعار و حرفها تا ابد در ذهن و قلب ما حك ميشه ؟

چرا با گذشت زمان كهنه نميشه ؟

چرا حتي اگر هزار بار بخونيم يا بشنويم ازش خسته نميشيم ؟

چرا..............................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ميدونم بارها خوندين يا شنيدين ، وقتي كه سهراب گفت : آب را گل نكنيم

بياين يكبار ديگه با هم زمزمه كنيم.....

آب را گل نکنیم :

در فرودست انگار ، کفتری می خورد آب

یا که در بیشه دور ، سیره ای پر می شوید .

یا در آبادی ، کوزه ای پر می گردد .

آب را گل نکنیم :

شاید این آب روان ، می رود پای سپیداری ، تا فرو شوید اندوه دلی

دست درویشی شاید ، نان خشکیده فرو برده در آب .

زن زیبایی آمد لب رود

آب را گل نکنیم :

روی زیبا دو برابر شده است .

چه گوارا این آب !

چه زلال این رود !

مردم بالا دست ، چه صفایی دارند

چشمه هاشان جوشان ، گاوهاشان شیر افشان باد

من ندیدم دهشان

بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست .

ماهتاب آنجا ، می کند روشن پهنای کلام .

بی گمان در ده بالا دست ، چینه ها کوتاه است .

مردمش می دانند ، که شقایق چه گلی است .

بی گمان آنجا آبی ، آبی است .

غنچه ای می شکفد ، اهل ده با خبرند .

چه دهی باید باشد .

کوچه باغش پر موسیقی باد

مردمان سر رود ، آب را میفهمند .

گل نکردندش ، ما نیز

آب را گل نکنیم .

التماس دعا

اولين روز محرم ، اولين هديه

سلامممممممممممم

در اولين روز از محرم اولين هديه رو  گرفتم ، دوست دارم شما هم در اين هديه سهيم باشين .

و اما هديه ، آشنايي با وبلاگ هموطن خوبم فرزانه حبوطي

من از آشنايي با فكر ،  روح ، زندگي و قلم زيباي فرزانه لذت بردم و درس گرفتم اميدوارم براي شما هم همينطور باشه .

قسمتهايي از نوشته هاي فرزانه حبوطي........

زندگی زیباست  ، حتی غمهایش

لحظه های تلخ و شیرین ، قصه های پربارش

زندگی زیباست ، نهر همیشه جاریست

با تمام رنگهایش ، مثل یک روز بهاریست

 غم زیباست، من غم را دوست دارم زیرا باعث می شود از خودم و دنیای اطرافم غافل نشوم. غم را دوست دارم زیرا اگر غم نبود روح انسان ساخته و بزرگ نمی شد. مشکلات را نیز تحمل می کنم زیرا ایمان دارم با تلاش و کوشش خواهم توانست انتهای مسیر مشکلات را به اوج آسمان موفقیت پیوند بزنم. قبول دارم که تحمل غمها و مشکلات سخت است اما اگر مشکلی نبود شیرینی التیام غمها نیز وجود نداشت. غم و مشکلات را دوست دارم زیرا میدانم که خداوند یار و پشتیبان همه انسانهاست و باید تلاش کنیم از آزمونهای الهی سربلند بیرون آئیم

 
 تنها صحبتی که با دوستان دارم اینست که دلم می خواهد همگی برای رسیدن به خواسته هایمان تلاش كنیم و به همه انسانها، خانواده و جامعه ثابت کنیم كه معلوليت، نمي تواند مانعي شود بر سر راهمان! دلم می خواهد به همه ثابت کنیم كه براي برآورده شدن نيازها ، اميال و آرزوها از کوچکترین روزنه توانايي هایمان استفاده خواهیم كرد و مطمئنم كه با توكل بر قدرت لايزال الهي به هرآنچه آرزو داریم خواهیم رسيد.

پس بیایید برای خوشبختی و سربلندی تمامی انسانها چه افراد معلول و چه افراد غیرمعلول دعا کنیم و از خداوند باری تعالی عاجزانه درخواست کنیم که یاریمان کند تا همیشه به یاد هم باشیم و برای سعادت یکدیگر از هیچ کوششی کوتاهی نکنیم . به امید فرداهایی زیباتر. یا علی مدد

http://malolan-va-zendegi.blogfa.com    فرزانه حبوطي

التماس دعا

خانم جون



دلم واسه خانم جون تنگ شده بود ، خيلي وقت بود بهش سر نزده بودم .

كار ...كار ...كار .....همش كار...پس كي زندگي ؟

كار رو تعطيل كردم و رفتم به ديدن خانم جون ، در زدم و شروع كردم به شمردن

1..2..3.......20 صداي نازشو شنيدم ...بله ..كيه ...گفتم قربونت برم منم ، مريم .... كش غليظي به صداش داد و گفت نميشناسم ، گفتم قربونت برم ميدونم دلخوري ميدونم بي وفا شدم ميدونم خيلي وقته بهت سر نزدم ...شرمنده در و باز كن ..يخ زدم ...خوب ميدوني از سرما بيزارم ......در باز شد و تونستم روي ماه خانم جون رو ببينم بغلش كردم و صورت پر چين و چروكش رو غرق بوسه كردم

دادش دراومد ...بسه چه خبره بيخودي برام عشوه نيا كه فايده نداره

گفتم : خانم جون خودت هم خوب ميدوني كه فايده داره اينو از چشمات ميخونم پس بيخودي منو تو سرما نگه ندار ...نميخواي ازم با چاي تازه دمت كه ميميرم براش پذيرايي كني ....البته ..البته اگر چند تا از كلوچه هاي گرمتم بزاري كنارش ميشه نور علا نور

مشغول دو لپي خوردن كلوچه بودم كه نگاهم به نگاه گرم خانم جون گره خورد نميدونم چطور تونسته بودم اين همه وقت ازش دل بكنم و بهش سرنزنم .....

خانم جون اين براي ته بندي كافي بود ، حالا بگو ناهار چي داري

ناهار من به درد آدماي لوس نونر نميخوره ..آبگوشت بار گذاشتم

تو كه آبگوشت دوست نداري ....درسته ؟

رفتم كنارش نشستم موهاي ناز سفيدش رو كه از زير چارقد مرمرش بيرون زده بود درست كردم و گفتم ...خانم جون اون روزا كه ناز و قرم زياد بود و هرچي هرچي نميخوردم و حتما بايد با ماشين جايي ميرفتم و تو لحاف پر قو ميخوابيدم گذشت

من خيلي تغيير كردم ...حالا سنگم اگه جلوم بزاري ميخورم...رو زمين سخت هم ميخوابم وبدون ماشين همه جا ميرم ......اين مريم ديگه اون مريم نيست

بعد از ناهار پشت دري را كنار زدم ، آفتاب كمرنگ زمستون روي گلهاي قالي دست باف خانم جون افتاد . روي قالي تو آفتاب دراز كشيدم عالي بود ...عالي

بيا مريم خانوم جديد ، اين بالشت را بزار زير سرت ، حالا لازم نيست واسه من پيره زن فيلم بازي كني

گفتم خانم جون خوب يادمه هميشه ميگفتي زمونه بهترين معلم دنياست ...

اون موقع حرفتو نمي فهميدم ...ولي حالا ..........


با پشت دستم اشكهامو پاك كردم ......بعد دستي روي سنگ قبر خانم جون كشيدم

هوا خيلي سرد شده ... از سرما بیزارم ....

خانم جون بازم بهت سرميزنم ، ولی اینبار فقط تا 10 میشمرم .


التماس دعا

يلدا ...شب ايراني

صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود
                                                    سعدي

شب یلدا ، طولانی ترین شب سال ، شب ایرانی

حتی ، حتی طولانی ترین شب هم سحر میشه

عزیزترین عضو خانواده ما ، سحر خانومه ، این سحر خانوم ما دوسال از بهار عمرش میگذره ، شیطون ، شیرین و آتیش پاره است و با شیرینکاری هاش دل همه رو برده ، ایشون انیشتین خانواده ماست ...12 تا کلمه رو میخونه و مینویسه ، صلوات و سوره حمد را هم تازگی یاد گرفته در ضمن استاد حرکات موزون هم است خلاصه همه فن حریفه

سحرخانوم چند روزه که مریضه و احتمالا ما شب یلدا را باید در بیمارستان در کنار سحر خانوم ، سحر کنیم .

ناگفته نمونه ، اين که سحر خانوم تا حالا از دست والدین عزیزش جون سالم بدر برده جز الطاف الهی بوده

مادر سحر یعنی خواهر بنده خیلی بی خیال تشریف دارن و هر وقت که ما سحر را با والدین عزیزش تنها میزاریم باید اونو از ته استخر یا بالای پشت بام و یا مغازه حاج علی پیدا کنیم ، القصه ......اين قصه سر دراز دارد .

به نظر من این که در چه حالی باشیم ..غم یا شادی ...بیماری یا سلامت ...سختی یا آسایش

مهم نیست ، مهم اینه که هر جا هستیم با هم و درکنار هم باشیم

شب یلدای خوش و خاطره انگیزی داشته باشین ، به جای ما هم ویتامین بدنتون را تامین کنین

التماس دعا

سلاممممممممممممممممممممم
دوست داشتم به عنوان پست آخر هفته زیباترین عکس را به شما هدیه کنم بعد از زیر و رو کردن عکسهام بالاخره به این نتیجه رسیدم ..............تا نظر شما چی باشه ........امیدوارم خوشتون بیاد.



بازم جمعه .....پدربزرگها و مادربزرگها ........
اونا همیشه چشم براه عزیزانشون هستن
زیادمنتظرشون نزاریم ............خوش بگذره .
........مثل همیشه التماس دعا




لبخند بدون این که دهنده اش را فقیر کنه ، گیرنده اش را ثروتمند میکنه

این تکراری بود.....



اما این یکی جدیده ................



عجب شباهتی .........لبخند فراموش نشه..............
در پناه حق

 

آسمون آبی.........

سلام .....سلامی به لطافت و زیبایی روزهای ذی الحجه که به سرعت مثل ابرهای پاییزی در حال گذر از آسمون آبی دلهای با صفا هستن ......

در شهر ما از دیشب تا الان بارون میباره ، شهر شما چطور ؟

چهره شهر حسابی پاک و تمیز شده و چهره آدما ..................

حتما شنیدین که میگن ...

بعضی ها بارون را از پشت شیشه دوست دارن

بعضی ها دوست دارن با چتر زیر بارون قدم بزنن

بعضی ها دوست دارن بدون چتر زیر بارون قدم بزنن

ولی بعضی ها دوست دارن چتری باشن برای دیگران .......................


بازم ما و آخر هفته .......میدونم نوشته هام مثل بقیه پستهای آخر هفته شاد نیست ......دلم خیلی گرفته بد جوری هوای مکه را کرده ..............حرف حساب حالیش نمیشه ...امیدوارم تمام کسانی که در حال به جا آوردن اعمال حج هستن ، حجشون مقبول درگاه حق قرار بگیره

آدینه خوب و خوشی در کنار عزیزانتون داشته باشین و از لحظه لحظه با هم بودن لذت ببرین .

التماس دعا

شیرین تر از عسل

لطف خدا شامل حالم شد و تونستم روز دحوالرض روزه بگیرم

مونده بودم روزه بگیرم یا نگیرم ، دوشنبه روز پر کاری برام بود ، از اول صبح تا 7و8 شب کلاس داشتم و باید

"فک میزدم = تدریس کردم "

عزیزانی که دستی بر آتش دارن خوب میدونن که یک ساعت تدریس معادل چهار ساعت کار بدنی است

خلاصه دلمو زدم به دریا ، به خودم گفتم یک روز هزار روز نمیشه فوقش جنازه ام به خونه می رسه از این که بالاتر نیست

برعکس انتظارم حالم بد نشد که هیچ ، از روزهای دیگه سرحال تر بودم فقط نزدیک اذان کمی ضعف کردم

با شنیدن صدای دلنشین اذان به کلاسم 20 دقیقه استراحت دادم و رفتم تا با حضرت حق خلوت کنم هنوز نمازم را شروع نکرده بودم که دیدم عزیزانم هم به نماز خونه هجوم آوردن ، همه با هم در برابرعظمت بی انتهای خالق هستی سر تعظیم فرود آوردیم

جالب اینجاست که موسسه به این عظمت یک نمازخونه فسقلی داره و جالبتر اینکه اکثر بچه ها روزه بودن حتی سوسول ترینشون

بعداز نماز پیشنهاد کردم که یک کلاس خالی را قرق کنیم ، دو تا میز کنار هم گذاشتیم و هر کس هرچی

آورده بود ریخت روی میز جاتون خالی سفره رنگینی شد .

این کلاسم تازه شروع شده و هنوز خیلی با شاگردام یوخلا نشدم ، بعد از اینکه دلی از عزا در آوردیم و کمی جون گرفتیم باب شوخی را باز کردم ، در کارم جدی ، سختگیر و در ساعت استراحت شوخ و بذله گو هستم هیچکس از دست شوخیهام در امان نمی مونه ، عزیزانم هم کم از من نمی آوردن و حسابی سربسر هم گذاشتیم کلی خندیدیم کم کم کار داشت به پرتاب سیب و پرتقال میکشید که ........ با چشم غره مدیر خوبمون متوجه گذر سریع زمان شدم وقت استراحتمون تموم شده بود بنابر این دستور بازگشت به سایت را صادر کردم .

نگاهی به چهره شون انداختم خیلی زیبا بودن .......ساده ...........صمیمی .............پر از شور و نشاط زندگی

قلبم لرزید .........مسئولیت سنگینی بود ...........خدایا کمکم کن .............بی تو هیچم .......تنهام نزار

سعی میکنم هر چی در چنته دارم دراختیارشون بزارم ..........................برام دعا کنین

در پناه حق

رمضان بود .....

سلام ، سلامی به زیبایی وحلاوت ماه رمضان

حدودا ۴۹ روز از ماه رمضان میگذره دلم خیلی برای این ماه عزیز تنگ شده ، اگر خدا توفیق بده آخر هفته روزه میگیرم اگر دوست داشتین شما هم با من همراه بشین

شاید از خودتون بپرسین این عکس چه ربطی به ماه رمضان داره به نظر من خیلی ربط داره لطفا کمی فکر کنین

باران...رمضان...رحمت...لطافت...رمضان...پاکی...باران...نعمت........................

رمضان بود.............

يك كلاس جديد در ....... داشتم .

اين كلاس با تمام كلاسهايي كه تا اون موقع داشتم فرق ميكرد ، همگي دانشجو بودن ( خيلي زرنگ با معدلهاي بالا)

وارد ... شدم محوطه خيلي بزرگي بود ، وقتي پشت در كلاس رسيدم ناگهان پشيمون شدم دستهام يخ كرده بود و قلبم به شدت ميزد . فكر ميكردم نمي تونم از عهده اين كلاس بربیام تصميم گرفتم برگردم . كه ناگهان بياد سخنان دلنشين جبران خليل جبران افتادم .

روحم موعظه ام كرد

"و ترغيبم كرد با گفتن " اينجا ، آنجا و فلان جا " به دور مكان حصار نكشم . پيش از آنكه روحم موعظه ام كند ، احساس مي كردم هر جا قدم مي گذارم ، از جاهاي ديگر بسيار دور است.

اكنون دريافته ام هر كجا كه هستم ، همه جاها را در بر دارد ، و مسافتي كه مي پيمايم ، در برگيرنده همه مسافت هاست " .

بنابر اين روحم رو صدا كردم ، هر وقت لازمش داشتم گم و گور ميشد .

به خودم گفتم اينم يك كلاس مثل تمام كلاس هايي كه تا حالا داشتي فقط مكانش فرق ميكنه ، كارآموزات هم درسته همگي سطح بالا هستن ولي در مورد مطالبي كه تو ميخواي بگي اطلاعاتي ندارن و در هر صورت از تو پايينترن .

بسم الله گفتم و وارد كلاس شدم

یک کلاس درندشت و بزرگ با یک تخته حدودا سه متری و سکو و میزی برای استاد
یکی دو نفر بیشتر نیومده بودن ، یه نگاهی به من انداختن ولی تحویلم نگرفتن ظاهرا فکر کردن منم یکی از دانشجوها هستم .
خدا را صد هزار بار شکر کردم و رفتم به طرف میز استاد و کاسه کوزه مو پهن کردم .

 

ادامه نوشته

یک گل بارون زده دیگه تقدیم به تمام هموطنان خوبم
ایران من ، ایران تو ، ایران ما ، ایران عزیز


لبخند حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند باز هم زیباست
فقط به ندای کودک درون خویش گوش بسپار نه هیچ .............
                                                                                 کریستین بوبن
التماس دعا


 

بازم ما و یک جمعه خوب



سلام خدمت تمام هموطنان خوبم
بازم روزهای هفته را خرج کردیم و به آخر هفته رسیدیم ، امیدوارم خوب و درست خرج کرده باشیم .
این گل زیبا و بارون زده را همراه کفشدوزکش به عنوان هدیه آخر هفته به شما تقدیم میکنم .
.
.
.
زندگی درک همین امروز است
زندگی فهم نفهمیدن ماست
ظرف امروز پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز دریغش کردیم
آخرین فرصت همراهی ماست
.... ............. ............

خنده را از خودمون و اطرافیانمون دریغ نکنیم ( کلمات قصار مریم خانوم )
آرزو میکنم جمعه خوبی را در کنار خانواده و دوستان عزیزتون داشته باشین
مثل همیشه التماس دعا


قالب قبلی ام مشکل پیدا کرد باز مجبور شدم برگردم به اصلم ، دعا کنین مشکلش بر طرف بشه خسته شدم از بسکه قالب عوض کردم
با تشکر
میخوام امروز خودمو یک کمی تحویل بگیرم
مریم خانوم
 

مثل باران



باز باران با ترانه با گوهر های فراوان
میچکد بر بام خانه
یادم ارد روز شیرین
گردش آن روز دیرین
چست و چابک
.......................
دنباله این شعر زیبا را به خاطر ندارم شما اگر خاطرتون هست ، لطفا اونو برام تکمیل کنید و اگر اشتباه نوشتم ، اشتباهم را اصلاح کنید .
دیشب اولین باران رحمت الهی بارید
خدا را شکر
هوا خیلی سرد شده ......
..............
هنوز هم دختر کبریت فروش بیرون از خونه های گرم ما داره خودشو با شعله آخرین کبریتش گرم میکنه
ماکه نمیتونیم دنیا را عوض کنیم
ما که نمیتونیم تمام زشتیها را به زیبایی تبدیل کنیم
ما که نمیتونیم تمام بدیها را به خوبی تبدیل کنیم
اما  ما میتونیم در حد خودمون رحمان و رحیم باشیم
ما میتونیم به قول پیرمرد دیدمونو وسعت بدیم و بیرون از چهار دیواری خونمون را هم ببینیم
ما میتونیم هوای کسانی را که در اطراف ما هستن و به کمک و حمایت ما احتیاج دارن داشته باشیم
ما میتونیم ........
ما هم میتونیم مثل باران بخشنده و مهربان باشیم

مثل باران باشیم .................

التماس دعا

 

زنگ تفریح

سلامممممممممممممممممممممممم
داریم به آخر هفته نزدیک میشیم
مدتی از شعر و سخنان بزرگان و داستان و پند و نصیحت ....... حرف زدیم
موافقین یک زنگ تفریح به خودمون بدیم و کمی با هم بخندیم
به قول شاعر
خنده بر هر درد بی درمان دواست

قربونش برم خیلی نازه مگه نه
ناز نازی ، گوگولی مگولی ، شومبوس گومبولی
قربون چشمهای چپولت برم
از حالا باید با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کنه

به نظر شما چرا دیدن بچه ها اینقدر آرامش بخشه
به نظر من آرامش بخشه چون اونا پاک و بیگناه هستن
آخر هفته خوبی داشته باشین
خیلی دوستون دارم
التماس دعا


 

روز جهانی کودک را به شما تبریک میگم

امیدوارم چهره تمام کودکان خوب دنیا شاد باشه
قدرشون را بدونیم
حتما میدونیم
بدون اونها دنیا زیبا نیست

تمام کودکان هدیه های آسمانی برای ما زمینیان هستن

آنها را فراموش نکنیم

ما در کجای این



حلقه قرار داریم
 

تویی که نمی شناختمت



مینا دریکی از محلات پایین شهر مشغول تدریس کامپیوتر بود .
شغلش و بچه های پایین شهر را خیلی دوست داشت تقریبا یک خانواده کوچک شده بودن .
نماز میخوند ، روزه میگرفت، دختر مهربان و نجیبی بود
اما قدر شبهای قدر را نمیدونست .
شب نوزدهم ماه خدا بود ، خسته و کوفته به طرف خونه میرفت به مسجد محل که رسید
یکنفر صداش کرد ...... مینا مینا مینا
به طرف مسجد برگشت کسی را ندید ، رفت داخل مسجد ، صدای اذان گوشش را نوازش داد .
با خودش گفت حالا که اومدم نمازم را به جماعت میخونم بعدمیرم خونه .
بعد از تمام شدن نماز خانمی که کنارش نشسته بود دستش را فشرد و گفت ، التماس دعا ، امشب در مسجد مراسم احیا برگزار میشه شما هم که حتما شرکت میکنین .
با شرمندگی گفت : دوست دارم ولی خیلی خسته هستم اگر بیام خوابم میبره و این گناهش بیشتره .
تو بیا اگر خوابت هم برد اصلا اشکالی نداره ، فقط بیا
حتما بیا
منتظرتم
وقتی وارد مسجد شد ، به استقبالش اومد ، به گرمی دستش را فشرد و اونو با خودش به یک گوشه دنج مسجد برد .
با هم زم زمه کردن
سبحانک یا لا اله الا انت
الغوث الغوث
صل علی محمد و اله
خلصنا خلصنا من النار یا رب
صداش گرم ، لطیف و دلنشین بود
جسم و روح خسته مینا را نوازش میکرد و اونو به دنیای جدیدی میبرد .
چراغها خاموش شد ، همه در پناه قرآن قرار گرفتن .
هیچ کس ، کس دیگری را نمی دید .
به جز خدا ، که همه را در زیر سایه پر مهر خودش گرفته بود .
چراغها روشن شد .
شب بیست و یکم یادت نره ...حتما بیایی ... منتظرتم ...خداحافظ
دیگه خسته نبود
شب بیست و یکم به مسجد رفت ، به استقبالش اومد ، گرم و صمیمی
این شب عزیز هم بسرعت یک ..............................سپری شد .
شب بیست و سوم یادت نره
منتظرتم
شب بیست و سوم با اشتیاق وصف نا پذیری به طرف مسجد راه افتاد .
با خودش فکر میکرد ، حتی اسمش را نپرسیدم ، حتما میپرسم .
وارد مسجد شد ، کسی به استقبالش نیامد .
نگاه دقیقی به اطراف مسجد انداخت ولی اونو ندید ، به سمت محل دنج چند شب قبل که با هم نشسته بودن رفت و نشست ، با خودش گفت حالا یکبار هم من زودتر اومدم
هر جا باشه پیداش میشه
شروع کرد به خوندن دعای جوشن کبیر
ای ذخیره من در سختیم ، امیدم نزد مصیبتم ، مونسم در وحشت ، .............................
سرش را از روی مفاتیح بلند کرد ، پرده لطیفی از اشک جلوی دیدش را گرفته بود ، چشم هاش را پاک کرد ، به اطراف مسجد نگاه کرد .
ای خدا پس کجاست ، چرا نیامد ، هر جا هست برسونش ، برسونش
چراغها خاموش شد .
وقتی از مسجد خارج میشد با خودش زمزمه کرد
کی بود ؟
            از کجا اومده بود ؟
                               اسمش چی بود ؟
                                                    نمیدونست
ولی میدونست امشب کجا بوده
                                 در یک مسجد دیگه
                                                       پیش یک مینای دیگه


التماس دعا
 

سلام به سومين روز از ماه مبارك رمضان







سلام به سومين روز از ماه مبارك رمضان

سلام به تو هموطن خوبم ، روزه نمازتون قبول حق باشه ، التماس دعا

سلام به تمام كوچولو هاي تپل مپل نازنازي ، كه مامان وباباشون صبح تا شب دورشون ميگردن .

سلام به تمام بچه هاي خوب و زحمتكش پايين شهر ، كه از كودكي با كار وتلاش و ياد خدا آشنا ميشن ، خسته نباشين خدا قوت .

سلام به اذان زيباي سحر و الله اكبر دم افطار .

سلام به چين وچروك هاي صورت بي بي خانوم كه پشت هركدومش كلي حكايت نگفته وجود داره ، قربونت برم بي بي خانوم .

سلام به كفاش پير محله مون ، آرزو به دلم موند بلكه يكبار من اول بهش سلام كنم

سلام به نوك بال فرشته ها وقتي هنگام سحر پلك ما را نوازش ميكنن تا از خواب ناز بيدار بشيم .

سلام به اولين  قطره اشك زائر امام رضا ، وقتي بعد از مدتها توفيق زيارت را پيدا مي كنه .

سلام و دورود بيكران بر محمد (ص) و آل پاكش

در پناه حق

التماس دعا


 

بيايد با هم برگرديم به گذشته

وقتي به دوران كودكيت برميگردي ، ميبيني بچگي نكردي ، هيچوقت از ديوار راست بالا نرفتي ، موي دختر لوس ونرنر همسايه رو كه مرتب عروسك تو را بر ميداشت نكشيدي ، قندون عتيقه مادر بزرگت رو كه خيلي دوسش داشت نشكستي .

چيزي  نگذشته بود كه وارد دورا ن پر تلاطم نوجواني شدي، دوراني عجيب و پر از تغيير و تحولات جسمي و روحي تا اومدي بفهمي چي شد چي نشد به دوران جواني رسيدي .

امان از اين دوران جواني كه بهترين دوران زندگي هر بني بشري محسوب ميشه .

بلافاصله عشق با تمام سوز وگداز و شعرها و گل و شمع وقلب تير خورده وغيره .......مثل اجل معلق اومد سراغت و دردسر پشت دردسر .

زمان به سرعت سپري مي شد.

يك روز صبح كه از خواب بيدارد شدي و خودتو توي آيينه نگاه كردي تارهاي سفيد موهات بهت چشمك زدن و متوجه چين وچروك افتادن صورتت شدي كه حتي با بهترين اطوهاي دنيا هم نمي تونستي اونها را صاف كني .

بلافاصله شال و كلاه كردي و تمام وقتت را صرف رفتن پيش دكتر پوست ، دكتر مو ، دكتر گوشت و ........ غيره كردي و روزها باز هم با سرعت هر چه تمامتر سپري شد ، به قدري سريع كه متوجه نشدي به دوران پيري رسيدي .

حالا از اون جوان رعناي ، زيبا و پر شر و شور چيزي به جز استخوانهاي كج و كوله ، صورت پر چين و چروك و دستهاي لرزان باقي نمانده بود.

غم سنگيني به دلت چنگ ميزنه ، فرصت ها از دست رفتن بدون اينكه براي تو در ايستگاههاي زندگي صبر كنن .

متاسفانه بعضي وقتها به موقع به ايستگاه رسيدي و بيشتر مواقع دير شده بود يا اصلا نرسيدي .

همينطور كه مشغول پاك كردن قطره اشكي هستي كه تلوتلو خوران از روي چين و چروك صورتت پايين مي ياد دوباره به گذشته بر ميگردي ، درست مثل كسيكه بعد از مدت طولاني به وطن و خونه اش بر ميگرده ، وارد خونه ات كه ميشي ميبيني همه جا را گرد و خاك گرفته و اسباب و وسايل خونه در جاي مناسبي قرار ندارن بايد اونها را جابجا كني ولي هر چي اونها را در جاي مناسب ميذاري و گرد گيري ميكني فايده نداره ، دوباره بر ميگردن به شكل اولشون .

در همين خيالات سير ميكني كه صداي زنگ در تو رو به زمان حال برميگردونه .

وقتي بعد از يك ربع تلاش و زحمت بالاخره موفق ميشي در رو باز كني ، نوه هاي قشنگت خودشون را ميندازن تو بغلت و صورتت را غرق بوسه ميكنن ، شادي تمام دنيا را بهت هديه ميدن .

اونها هنوز فرصت براي بچگي كردن دارن ، بزار از ديوار راست بالا برن ، قندون عتيقه اي كه خيلي دوستش داري را بشكنن  ، هنوز هم فرصت داري تا قلبهايي را شاد كني .

فقط مرگ ميتونه اين فرصتها را از ما بگيره .

 

بي نظير باش

آنچه كه هستي، هديه خداوند به توست

و آنچه كه ميشوي ، هديه تو به خداوند است

پس بي نظير باش ....


 

روزه هم ، روزه هاي قديم

قبلا با چند روز روزه گرفتن حسابي پاك و شفاف ميشدم . درست مثل زن نامرئي ( حالا زن يا مرد چه فرقي ميكنه ) .
طوري كه ميتونستم به راحتي از درون آدمها عبور كنم وارد قلبشون بشم
دوستشون داشته باشم و دوستم داشته باشن
 ولي الان بعد از چهار روز گرفتن روزه در اين هواي گرم تابستان شفاف كه نشدم بماند فكر ميكنم تازه كمي هم كدر شدم . با خدا عهد بستم تا به اون شفافيتي كه ميخوام نرسم از روزه گرفتن دست برندارم .
دو روز بعد
خدا جون قربونت برم من ميخواستم شفاف بشم ولي دارم باربي ميشم
درسته كه باربي شدن مد روز هست ولي من كه  قصد ندارم سوپر استار هاليود بشم .
نميدونم گره كار كجاست شايد  به علت  شكاف لايه اوزون يا يخبندان سال قبل يا مردن پيرترين وبلاگ نويس جهان يا سير بودن من وگرسنه بودن همسايه ام يا ...... باشه .
در هر صورت از طلا شدن گذشتيم مرحمت نموده ما را مس كنيد .

 

تولد عشق

امام حسين (ع) با تولد تو عشق ، جوانمردي ، اخلاص ، گذشت ، انسان دوستي و پرواز  معناي جديدي پيدا  كرد .
ما از تو دور و تو  به ما نزديكي
تولدت مبارك
 

زيارت

يكي از روزهاي خوب خدا به زيارت امام رضا رفته بودم . به زور يك جاي خلوت گير آوردم و مشغول خوندن زيارت نامه شدم .
با زبونم زيارت ميخوندم وفكرم مثل مرغ مگس خوار مرتب اينطرف و اونطرف ميپريد كه ناگهان ضربه محكمي به پشتم خورد زبونم بند اومد و مرغ فكرم پريد ورفت .
وقتي به پشت سرم نگاه كردم دو تا چشم سياه زل زده بود بهم يك پسر بچه سه چهار ساله بود . لبخند نخودي تحويلم داد منم كم نياوردم و لپش را كشيدم ميخواستم بوسش كنم كه خواهرش دستش را كشيد و اونو با خودش برد.
از امام رضا بابت پس گردني كه بهم زده بود تشكر كردم .
به خودم وخودش قول دادم با قلبم زيارت نامه بخونم شايد براي دقايقي از اين دنياي مادي جدا بشم و از اين رهايي لذت ببرم .
در پناه حق

 

پيشاپيش تولد حضرت علي (ع) را به تمام بشريت تبريك ميگم

ما از بچگي ياد گرفتيم هر وقت خواستيم بلند بشيم دستمون را به زانومون بگيريم وبگيم يا علي

هر وقت در مونده شديم بگيم يا علي

هر وقت دلمون از بي عدالتي وظلم به درد اومد بگيم يا علي

يا علي يا علي يا علي ......

بهتر ديدم كه دراين هفته عزيز در وبلاگم از كلمات قصار حضرت علي استفاده كنم

اميدوارم اين كلمات آسماني چراغ راه همه ما در زندگي باشد

در پناه حق

 

شب آرزوها

شب دلشدگان

شب گم گشتن در خود ورسيدن به معشوق

شب رازو نياز با معبود

شبي به لطافت با ل فرشتگان

شبي با عطر گل شبو

خدا يا بگذار تا با گذشتن از خود به تو برسيم

تمام عمر را دنبال آرزوهاي كوچك و بزرگ دويديم ولي به هر كدام از اونها كه رسيديم ديديم اون چيزي نيست كه واقعا ميخواستيم . رسيدن به هيچ كدام از اين آرزوها باعث رضايت كامل ما نشد وبعداز مدت كوتاهي به فكر رسيدن به آرزوي بزرگتري افتاديم غافل از اينكه هيچكدام از اين آرزوها ودر خواستها آرزوهاي واقعي ما نيست ما بني بشر سرگردان توي اين كره خاكي دنبال چيزي ميگرديم كه درون خودمون هست ولي ازش بيخبريم . ما به دنبال تو ميگرديم تويي كه از رگ گردن به ما نزديكتري واز مادر مهربانتر

يوسف گمشده ما تو هستي وتنها راه رسيدن به تو شناخت واقعي خودمون وبعدمحبت وخدمت كردن به همنوعانمون است .

خدايا در اين شب وتمام شبهاي ديگرت به تمام بندگانت صراط مستقيم را هديه كن .

راهي كه اگر در اون قرار بگيريم مسير سنگلاخ عمر را به سلامت طي ميكنيم از اون لذت ميبريم وباني خير براي ديگران ميشويم و در آخر به تو ميرسيم همانطور كه خودت وعده داده اي . و وعده تو حق است . يا ارحم الرحمين  

 

بازم از غافله  جاماندم

خدا يا به تو پناه ميبرم از شر شيطان نفس
خدايا به تو پناه ميبرم از شر زياده طلبي و دنيا پرستي
خدايا به تو پناه ميبرم از شر غفلت وغرور
خدايا به تو پناه ميبرم از شر خودم
تو كه پناه بي پناهاني
توفيقي به تمام بندگانت عنايت كن تا در اين ماه عزيز در نهر رجب روحهاي خسته خود را آرامش دهيم
ودلهاي خود را بسوي تو روانه كنيم
و از دل شكستگان و بي پناهان غافل نشويم
كه عبادت خدا جز خدمت به خلق نيست
 

سلام بر حضرت عزرائيل (مگه اشكالي داره )

هرروز صبح كه ازخواب بيدار ميشم اول به حضرت عزرائيل سلام ميكنم وازش خواهش ميكنم كه يك روز ديگه به من فرصت بده چون خيلي كارهاي ناتمام دارم كه بايد انجام بدم .

مثلا چي ؟

خوب مثلا يك كتاب رومان 4500 صفحه اي قصد دارم بنويسم (البته هنوز شروع نكردم )

ميخوام با دوچرخه دور دنيا را در 80 روز طي كنم اينم هنوز شروع نكردم

دوست دارم  يك تابلوي نقاشي از پيرمرد كفاش محله مون بكشم وبه اين ترتيب يك اثر جاودانه خلق كنم كه البته خودتون بهتر ميدونين  كه اونم توصف كارهاي ناتمامم است

دوست دارم يك فيلم خيلي خيلي بلند از زندگي بچه هاي خياباني بسازم تا شايد چشمهاي بيشتري بتونه اونا رو ببينه ومنم اين وسط جايزه فوق اسكار رو برنده بشم

ميخوام وووووو...................

بايد از تمام كساني كه از دستم دلخور شدن حلاليت بطلبم مثلا عمه خواهرشوهر دايي پدر بزرگم

وهمينطور بايد طلب تمام كساني رو كه بهشون بدهكارم پرداخت كنم آخه خودتون كه بهتر از من ميدونين حق الناس خيلي مهمه مثلا بقال سر كوچه مون 100 تومان ازم طلبكاره هر روز به خودم ميگم امروز موقع رفتن طلب بنده خدا را بدم يادم باشه يادم نره ولي خوب چه ميشه كرد اگر كسي به من 10 تومان بدهكار باشه يادم نميره ولي بدهكاريهاي خودم رو زود فراموش ميكنم

خلاصه سرتون را بيشتر از اين با كارهاي ناتمامم به درد نمييارم و كلامم رو كوتاه ميكنم

ولي يك سئوالي از تون دارم آيا اگر امروز حضرت عزرائيل به سراغ شما بياييد(زبونم لال) شما چطور آيا شما هم كارهاي ناتمام دارين يا اينكه كوله پشتي شما تكميل وآماده سفر آخر هستيد

اميدوارم همگي 120 سال زنده باشيم وهميشه كوله بارمون آماده سفر باشه .( چيه مگه مرگ فقط در خونه همسايه رو ميزنه )

در پناه حق

 

سلامي چو بوي خوش آشنايي

سلام به روي ماه تمام مادرهاي دنيا كه بهشت زير پاشونه .

سلام به تمام پدر هاي زحمتكش دنيا كه صبح تا شب كار ميكنن تا بچه هاي قند عسلشون در آرامش زندگي كنن .

سلام به تمام جوان هاي خاك پاك ايران كه امروز كنكور داشتن يا نداشتن

سلام به تو هموطن عزيز كه در يك جايي ازاين كشور كهن مشغول كار وتلاشي ، خسته نباشي ، خدا قوت .

سلام به كوهها ، دشتها ، جنگلها ، درياها وبه وسعت بيكران طبيعت

زيباي ايران كه نشانه قدرت لايزال خداوند يكتاست . 

و سلام به دوست خيلي خيلي خيلي عزيزم فرشته مهر.

اين همه سلام نثار شما سروران گرامي كردم تا شايد غيبت طولاني بنده حقير را به بزرگي خودتون ببخشيد .

اميدوارم ديگه مجبور نباشم مدت   طولاني به شما سر نزنم .

همگي را به اونيكه همه ما رو بيشتر از خودمون دوست داره ميسپارم

 

آرزوهاي دست نيافتني

سلام ، سلام ، سلامي به گرماي 6 تير به تمام كنكوريهاي عزيز كشورم

به شما يي كه قلبتون با شدت ميزنه ( البته قلب پدر ومادرها بيشتر ) كف د ستتون عرق كرده مطمئن با شيد اوني كه هميشه مواظبتون بوده امروز بيشتر هواي شما رو داره بهتره خودتون را به رودخانه خروشان زندگي بسپريد ومطمئن باشيد آن نازنين پنهان شما را به سلامت به مقصد ميرسونه .

براي تمام جوانهايي كه حسابي تلاش كردن و براي ا ونايي كه به هر دليلي تلاش نكردن ! آرزو ميكنم كه به آرزوهاي دست نيافتني شون برسن . خيلي دوستتون دارم در پناه حق

 

سال نو مبارك

با كمي در حدود پنج روز تاخير سال نو را به تمام هموطنان عزيز وبزرگوارم تبريك ميگم .
چيزي در اين دنيا براي عيدي دادن به شما عزيزان ندارم جز يك قلب كوچك كه اونو در نهايت عشق به كشور ومردم خونگرمش به شما عزيزان تقديم ميكنم .
براي شما خوبان سالي پر از شوق ، اشتياق ، اميد ، و رسيدن آرزو ميكنم .
در پناه حق .
 

فردا

فردا خداي بزرگ ، بزرگترين نعمت ورحمت بيكران خود را بر بشريت عرضه ميكند .
مهربانترين و پاك ترين قلب دنيا را به بشريت هديه ميكند .
آمنه خسته ولي دلشاد از انجام مسئوليت بزرگي كه بر عهده داشته به خواب شيريني فرو ميرود .
عبدا لله بر پيشاني فرزند دلبندش بوسه ميزند او ميداند كه مسافر راهي بي انتها است ولي همين بوسه هم غنيمت بزرگي است .
از اين پس هرگز قلبي تنها نميماند چون محمد هست .
از اين پس دلي غمگين نميماند چون محمد هست .
از اين پس يتيمي دلتنگ نميشود چون محمد هست .
از اين پس ...........
خدايا بحق رنجي كه محمد در راه هدايت بشريت تحمل كرد وبه حق قلب پاك ومهربان محمد
قلبهاي ما را از كينه ، حسد ، دروغ ، نخوت ، غرور ، خودپرستي ..... پاك كن .
همسفر راه سخت ، سنگلاخ ولي كوتاه است .
بيا تا با هم ودر كنار هم اين را ه را به سلامت طي كنيم .
تا زمان رسيدن به معبود دلشكسته و سر شكسته نباشيم .
درود بيكران بر محمد و آل پاكش باد .

 

محمد معلم من

محمد معلم من

 براي تو مينويسم .

 تو كه در كودكي درد يتيمي را چشيدي

 تو كه در شب با ستاره ها نجوا كردي

 تو كه باتمام وجودت مردم را دوست داشتي و با رنج آنها رنج كشيدي

تو كه مرحم زخم ستمديدگان بودي

تو كه صداي دختران زنده بگور شده را شنيدي

تو كه با جهل با بخل با حسد با كينه با......  جنگيدي

تو كه هنگام بازي با كودكان كودك ميشدي

تو كه قلبت جز براي مردم نتپيد وسرت جز براي الله خم نشد

تو كه . . . .

.

.

.

محمد هميشه حضورت را احساس ميكنم

در رقص باد درعطر گل در صداي جاري رود در بارش نرم باران وتابش تند آفتاب

در خوني كه در رگهايم جاريست در دست پينه بسته پيرمرد كفا ش دردل دلشكسته اي تنها.......

هر زمان دستي نوازشگر بر سر يتيمي كشيده شود بوي عطرتت در فضا پر ميشود

هرزمان قلبي تنها شاد ميشود بوي عطرتت در فضاپر ميشود

هر زمان  هر زمان هر زمان ...........

تو بودي توهستي تو خواهي بود هميشه با ما ونگران ما

 چون تويك معلمي

درود بي پايان حضرت حق برمحمد وخاندان پاكش