يلدا ...شب ايراني
صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود
سعدي
شب یلدا ، طولانی ترین شب سال ، شب ایرانی
حتی ، حتی طولانی ترین شب هم سحر میشه

عزیزترین عضو خانواده ما ، سحر خانومه ، این سحر خانوم ما دوسال از بهار عمرش میگذره ، شیطون ، شیرین و آتیش پاره است و با شیرینکاری هاش دل همه رو برده ، ایشون انیشتین خانواده ماست ...12 تا کلمه رو میخونه و مینویسه ، صلوات و سوره حمد را هم تازگی یاد گرفته در ضمن استاد حرکات موزون هم است خلاصه همه فن حریفه
سحرخانوم چند روزه که مریضه و احتمالا ما شب یلدا را باید در بیمارستان در کنار سحر خانوم ، سحر کنیم .
ناگفته نمونه ، اين که سحر خانوم تا حالا از دست والدین عزیزش جون سالم بدر برده جز الطاف الهی بوده
مادر سحر یعنی خواهر بنده خیلی بی خیال تشریف دارن و هر وقت که ما سحر را با والدین عزیزش تنها میزاریم باید اونو از ته استخر یا بالای پشت بام و یا مغازه حاج علی پیدا کنیم ، القصه ......اين قصه سر دراز دارد .
به نظر من این که در چه حالی باشیم ..غم یا شادی ...بیماری یا سلامت ...سختی یا آسایش
مهم نیست ، مهم اینه که هر جا هستیم با هم و درکنار هم باشیم
شب یلدای خوش و خاطره انگیزی داشته باشین ، به جای ما هم ویتامین بدنتون را تامین کنین
التماس دعا